هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

291

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

رابعا ، نبايد خوراك « جمال » را در عهده گرفت و خود را اسير او ساخت ، كه هنگام صرف طعام جمعيتى را به اسم « رفيق » آورده ، حاجى را از قوت لايموت خود در منازلى كه نان پيدا نمىشود ، باز دارد . خامسا ، نبايد كه حجاج را از يكديگر متفرق سازند و هر 5 نفر را به جمالى بدهند ، كه موجب خسارت زياد خواهد بود . همچنين نبايد چند نفر رفيق هم اوجاق را از يكديگر دور ساخته ، يكى در اول قطار و ديگرى را در آخر بدارند ، كه جمالان در اين اوقات فرصت را غنيمت دانسته ؛ در وقت غفلت زير جوال را ببرند . سادسا ، هيچ‌يك [ از ] حجاج ، اين تكليف جمالان و اعراب را در منزل « صفراء » كه در دو منزلى « مدينه » و ما بين « مدينه » و « ينبع » است ، قبول ننمايند ؛ كه به همان‌جا رسيدند ، مىگويند احمال و اثقال خود را در همين منزل امانت به شيوخ اعراب بسپاريد و در مراجعت از « مدينه طيّبه » بازبرداريد ؛ اغلب ديده شد كه بر امانت خيانت كرده ، يا اين‌كه به ملاحظهء اين‌كه اواخر منزل است و از آنجا تا « ينبع » چندان مسافتى نيست ، دو بار را به يك نفر شتر بار كرده ، در بين راه اسباب معطّلى حاصل مىشود . قرار كرايه از « مكه معظمه » تا « ينبع » در هر سال موقوف به قرارى است كه جناب « شريف » در « مكه » با اعراب قطع كرده ، بعد از آن‌كه معين شد ، از طرف « شريف » در توى كوچ [ ه ] ها و بازارهاى « مكه » به آواز بلند ، به همهء حجاج كرايهء شتر را اطلاع مىدهند ، كه كسى به كسى اجحاف نكند . امسال كرايه از « مكه » الى « ينبوع » بدين قرار بود : [ 1 ] شقدف ، يعنى كجاوه ، 28 ريال فرانسه . [ 2 ] ناطوط ، يعنى سرنشين ، 27 ريال . [ 3 ] عصم مجرّد ، يعنى بار خالى ، 25 ريال فرانسه . « ريال » ، خمس ليراى عثمانى است ، كه عبارت از 5 قران ايران باشد . عمدهء اين كرايه پولى است كه به‌عنوان « حق الاخوة » ، اعراب از حجّاج به رسم معمول مىگيرند . « پيادگان » و « حجه‌فروشان مشهور » از اين وجه معافند . قرار « اخوه » از هر نفر 18 ريال است . قسمتى از اين وجه را « شريف مكه » مىبرد [ و ] مابقى را در ميان طوايف اعراب ساكنين « حجاز » - كه 37 طايفه است - قسمت مىنمايند .